47
بسمه تعالی
پیام نور
شماره / 47 با استناد به قول معروف حضرت عمر (رض): ((کسیکه جاهلیت (عقیده مشرکین) را نشناسد اسلام را به (خوبی) نشناخته است))؛ میخواهیم با برخی عقاید و.... مشرکین آگاهی پیدا کنیم.الله (ج) میفرماید (( ای کسانیکه ایمان آورده اید، همگی (اسلام را به کمال و تمام بپذیرید) به صلح و آشتی در آیید، و از گامهای شیطان (و وسوسه های وی) پیروی نکنید. بی گمان او دشمن آشکار شما است)) بقره / 108
از آنجاییکه به فرموده الله (ج) و رسول اکرم (ص) و عقل سلیم، مسلمانان مأمور و مکلف به پذیرش کل احکام اسلامی میباشند.
اگر کسی بالفرض، به استثنای یک آیه و یا یک حکم قرآنی، دیگر همه آنرا قبول داشته و مخلصانه به آن عمل هم بنماید، مؤمن شمرده نمیشود.
با توجه به مطلب فوق، چون جناب علامه مولانا محمد عمر سربازی مجددی که از نخبگان بلند آوازة معاصر احناف میباشد و این عالم نامور را اکثریت علماء و اهل عرفان در مناطق بلوچستان ایران پاکستان، افغانستان و خراسان ایران، بخوبی میشناسند؛ موصوف کتابهای متنوعی در رشته تفسیر، عقاید، عرفان و اخلاق اسلامی، فقه و.... به زبان های عربی و فارسی نوشته اند که از آن جمله کتاب شمشیربران بر اشراک و بدعات دوران میباشد. سربازی صاحب در این کتاب خویش پارة از عقاید، اخلاق، اعمال و وظایف مثبت مشرکین را بیان داشته و در ادامه آن، علت اینکه چرا ایشان با داشتن همچو عقاید و.... باز هم مورد تأیید الله (ج) و رسول بر حقش قرار نگرفته اند و جهاد با ایشان فرض گردانیده شده است را به خوبی و استدلال قرآنی و منطقی در صفحات 29 – 34 کتاب خویش توضیح دادند. که ما آنرا ذیلاً با اندک تغییری (جهت فهم بهتر) برای برادران و خواهران مؤمن خویش در این خطه تقدیم میداریم.
الف:- از اعتقادات مشرکین نسبت به ذات و صفات رب العالمین این بود که ایشان:
1- خالق همه کائنات. 2- رازق همه. 3- مالک 4- محیی و ممیت همه. 5- مدیّر امور. 6- مالک تمام کائنات . 7- شهنشاه کل. 8- صاحب اختیار و اقتدار کامل. 9- قادر مطلق. 10- متصرف علی الاطلاق. 11- نازل کننده باران. 12- پیدا کننده نباتات.13 - عزیز و علیم و رحمن. 14- مشکل کشا و دافع البلاء. 15- منجی از مصیبتها و سختیها. 16- کاشف العذاب. 17- عزت دهنده و ذلت دهنده. 18- جزاء دهنده و سزا دهنده و.... او تعالی (ج) را میدانستند. 19- مرض و شفا را از او تعالی میدانستند. 20- از الله (ج) میترسیدند. 21- دعاء را از او میطلبیدند. 22- در وقت سختی ها او را نداء میکردند. 23- به جلال و عظمت او تعالی قائل بودند. 24- دلهای شان از بزرگی و کبریائی او میلرزید. 25- او تعالی را از همه برتر و بزرگتر میدانستند.
ب
:- از اعمال و وظایف شان این بود که ایشان:1-
تعمیر کعبه شریف. 2- حج بیت الله. 3- تعظیم شعائر الله. 4- عمره. 5- خدمت بیت الله. 6- نذر برای الله (ج). 7- در ابتدأ، بردگان را بنام الله (ج) آزاد مینمودند. 8- قسم بنام الله (ج)یاد مینمودند. 9- نماز میخواندند. 10- روزه میگرفتند. 11- زکوة میدادند. 12- نکاح صحیح هم در بین ایشان رواج داشت. 13- استغفار میکردند. 14- غسل جنابت مینمودند. 15- بر ختنه و تمام خصائل فطرت عامل بودند.(
ج):- از بعضی اخلاق و اوصاف حمیده شان این بودکه ایشان:1-
غیوروشجاع. 2 - صاحب عزت. 3- مهمان نواز. 4- سخی وجواد. 5 - وبه وعده وعهدخویش پابندو......بودند. بایدمتذکرشدکه اکثرمسائل فوق با براهینی از قرآن کریم، حدیث صحیح و سیرت النبی (ص)، مستدل شده است ((که بخاطر خوف از اطالة مقاله آنرا حذف نمودیم)) اکنون باید خوب فکر کنیم که با این همه خوبیهای مشرکین چرا قرآن کریم ایشانرا کافر و مشرک خوانده و برایشان عذاب ابدی را وعده داده است؟جواب سوال فوق را ما خدمت عزیزان خویش ذیلاً ارائه میداریم
:لازم و ضرور است که ما در ابتدأ به رفع یک شبهه ی بزرگ و غلط فهمی ایکه اکثر عوام الناس و بعضی خواص به آن گرفتار اند بپردازیم تا از این طریق بدانیم چطور عقیده ای سبب نجات انسان از کفر و جهنم میشود
. باید بخوبی دقت شود که در اینجا دو مطلب با هم مشتبه است که برای شناخت درست توحید باید آنرا متذکر شد.اول
:- اینکه انسان به توحید در جهت مثبت آن بکلی تسلیم میباشد. یعنی او تعالی را زیاد عبادت مینمایند او را خوب میشناسد. اما توجه آن فقط در همین جنبه اثباتی توحید منحصر مانده جانب منفی (عبادت برای غیر الله (ج) )را در نظر نمیگیرد.دوم
:- اینکه انسان توحید، معرفت و عبادت را برای ذات واحد، محض و مطلق او تعالی مختص ساخته و جنبه منفی توحید (عبادات برای غیر او تعالی را) نفی مینماید.مثال برای نوع اول
: اینکه شخصی برای غیر او تعالی در مورد عبادت و... حقی قایل است و از لحاظ قولی و اعتقادی عبادت غیر او تعالی را با جمیع انواع آن نفی نمیکند.مثال برای نوع دوم
: اینکه شخصی برای غیر او تعالی هیچ نوع عبادتی را قولاً، عملاً و اعتقاداً ثابت نمیداند و با او تعالی کسی را در دعا، فریادرسی، نذر، قسم، تصرف،شفای امراض و.... شریک نمیکند.با توجه به دو مثال بالا باید گفت که عقیده اولی شرکی میباشد(مشرکین، همه از اول تا آخر دنیا دارای همچو عقیده بوده و میباشند. و عقیده دوم توحیدی میباشد. و اسلام هم برای تمیز و خط بطلان کشیدن بین همین دو نوع عقیده آمده است. اگر امروزه در گوشه و کنار عالم نگریسته شود. اکثر عوام و برخی خواص ( از علماء و مشایخ) در بلای اول گرفتارند. در حالیکه خود را موحد هم میدانند.پس هیهات و هیهات
. خوب اگر انسان با داشتن همچو عقیده موحد باشد، پس چطور بخود حق میدهیم که ابو جهل و ابولهب و..... را مشرک بگوئیم. ایشان هم چنانکه فوقا بیان شد چنین عقیده داشته اند.باید گفت منشأ این غلط فهمی آنست که شیطان ملعون و مردود از جهت دشمنی که با انسان دارد خوب میداند که فقط توحید واقعی وسیله نجات از جهنم بوده و شرک وسیله دخول نار است لذا سعی میکند که انسانها توحید حقیقی را نشناسند و توحید را با شرک خلط نموده و فکر کنند که این توحید حقیقی میباشد
.عده را می بینیم که معتقد به همچو عقیده بوده و تا لحظه موت هم بآن ادامه میدهند و در نتیجه با مشرکین محشور میشوند؛ چرا که واحد دانستن الله
(ج) شناخت و عبادت او به تنهایی توحید نیست چه همچو عقیده برای هرکس، طبیعی و فطری میباشد و انسان در طول تاریخ به آن معتقد بوده است و حتی سردمداران کفر بذات واحدی (به شکلی از اشکال) ؛ صفات و عبادت او اتفاق نظر داشته اند.مسئله مورد منازعه همیشه فقط در جهت دوم توحید
(عدم عبادت غیر) بوده است و بخاطر همین موضوع است که پیامبران الهی با مخالفین شان در نزاع و جهاد بوده و امتی شان هم راه شانرا تعقیب نمودند. قرآن در چند مورد در این باره میفرماید:((
حقا که آنان (کفار و مشرکین مکه) زمانیکه برای شان گفته میشد. جز الله معبودی (کسی لایق پرستش و عبادت) نیست، خودرا بزرگ میپنداشتند. و میگفتند: آیا ما بخاطر (سخن) شاعر دیوانه ای معبودهای خویش ( آنانیکه ایشانرا در عبادت به او تعالی شریک میکنیم) را ترک میکینم)) صفّت / 35 و 36همین نوع دوم توحید
(ترک عبادت غیر او تعالی) بود که بیناد معبودهای باطل شان را منهدم نمود و به همین علت آنان یعنی مشرکین و کفار ناراحت شده و در مقابل انبیاء الله آماده پیکار شدند و انبیاء (ع) هدف سب و ستم و تیر بلای شان قرار گقتند به گونه که در مواردی تا هفتاد نبی و مبلغ هم بر سر یک منبر شهید شدند مسلم است که این همه سر سختی و لجاجب بخاطر نوع اول توحید که خودشان به آن معتقد بودند، نبوده است!خلاصه اینکه مشرکین قدیم جنبه اثباتی توحید را با عبادت غیر او تعالی میآمیختند
. و آنچه مورد منازعه و کشمکش بود جنبه منفی (نفی عبادت غیر او تعالی)و اثبات عبادت برای واحد لا شریک بود و بس، متأسفانه امروزه عده زیادی از عوام الناس و حتی بعضی خواص وقتی به ایشان گفته شود: الله (ج) در همه امور به کسی احتیاج ندارد. میگویند: این گپ که صحیح است اما دوستان او تعالی و پیران کامل یک سلسله تصرفات و صلاحیتهای نزد او تعالی دارند. و تقاضا و خواسته های شان به هر گونه که باشد از جانب الله (ج) رد نمیگردد و هرچه ایشان بگویند و بخواهند او تعالی میپذیرد. نعوذ بالله عن ذلک.باید دانست که او تعالی وقتی کاری را اراده کند ملاحظه کسی را نمیکند و بزرگی بندگان او تعالی اثری بر اراده او ندارد و هیچکس نمیتواند بدون اذن او تعالی در کائنات
(آسمان و زمین و...) تصرف و دخالتی داشته باشد. پس وای و صد وای به همچو عقیدة پوسیده و اینچنین متاع بی مایه!از دانشمندان دینی تقاضا میشود که مطالب این ورق را برای سایرین توضیح و تبیین فرمایند
.از شما برادر و خواهر مسلمان آرزو میرود که به تکثیر و نشر همچو اوراقی برای خویش مزد دنیا و آخرت را کمایی فرمائید
.تهیه و نقل
: کتابخانه امام ابو حنیفه (رح)- جامع امام بخاری (رح)- بلند آب – عقب جوی انجیل ناحیه 8 هرات.محل دریافت
: کتاب و قرطاسیه فروشیهای 1- ایوبی کوچه گدام. 2- بعثت جنب کتابخانه عامه. 3- فاروقی چهار راهی مستوفیت.جهت معلومات بیشتر به وب سایت
: www.paiamnoor.blogfa.com و به ایمیل: paiamnoor@yahoo.com-
شماره تلیفون: 447245 - مبایل:1- 0799129581 2- 0798403417 -