تبليغاتX
به نام خداوند مهربان

به نام خداوند مهربان

عبدالرحمن ايوبي

47

بسمه تعالی

پیام نور شماره / 47

با استناد به قول معروف حضرت عمر (رض): ((کسیکه جاهلیت (عقیده مشرکین) را نشناسد اسلام را به (خوبی) نشناخته است))؛ میخواهیم با برخی عقاید و.... مشرکین آگاهی پیدا کنیم.

الله (ج) میفرماید (( ای کسانیکه ایمان آورده اید، همگی (اسلام را به کمال و تمام بپذیرید) به صلح و آشتی در آیید، و از گامهای شیطان (و وسوسه های وی) پیروی نکنید. بی گمان او دشمن آشکار شما است)) بقره / 108

از آنجاییکه به فرموده الله (ج) و رسول اکرم (ص) و عقل سلیم، مسلمانان مأمور و مکلف به پذیرش کل احکام اسلامی میباشند.

اگر کسی بالفرض، به استثنای یک آیه و یا یک حکم قرآنی، دیگر همه آنرا قبول داشته و مخلصانه به آن عمل هم بنماید، مؤمن شمرده نمیشود.

با توجه به مطلب فوق، چون جناب علامه مولانا محمد عمر سربازی مجددی که از نخبگان بلند آوازة معاصر احناف میباشد و این عالم نامور را اکثریت علماء و اهل عرفان در مناطق بلوچستان ایران پاکستان، افغانستان و خراسان ایران، بخوبی میشناسند؛ موصوف کتابهای متنوعی در رشته تفسیر، عقاید، عرفان و اخلاق اسلامی، فقه و.... به زبان های عربی و فارسی نوشته اند که از آن جمله کتاب شمشیربران بر اشراک و بدعات دوران میباشد. سربازی صاحب در این کتاب خویش پارة از عقاید، اخلاق، اعمال و وظایف مثبت مشرکین را بیان داشته و در ادامه آن، علت اینکه چرا ایشان با داشتن همچو عقاید و.... باز هم مورد تأیید الله (ج) و رسول بر حقش قرار نگرفته اند و جهاد با ایشان فرض گردانیده شده است را به خوبی و استدلال قرآنی و منطقی در صفحات 29 – 34 کتاب خویش توضیح دادند. که ما آنرا ذیلاً با اندک تغییری (جهت فهم بهتر) برای برادران و خواهران مؤمن خویش در این خطه تقدیم میداریم.

الف:- از اعتقادات مشرکین نسبت به ذات و صفات رب العالمین این بود که ایشان:

1- خالق همه کائنات. 2- رازق همه. 3- مالک 4- محیی و ممیت همه. 5- مدیّر امور. 6- مالک تمام کائنات . 7- شهنشاه کل. 8- صاحب اختیار و اقتدار کامل. 9- قادر مطلق. 10- متصرف علی الاطلاق. 11- نازل کننده باران. 12- پیدا کننده نباتات.13 - عزیز و علیم و رحمن. 14- مشکل کشا و دافع البلاء. 15- منجی از مصیبتها و سختیها. 16- کاشف العذاب. 17- عزت دهنده و ذلت دهنده. 18- جزاء دهنده و سزا دهنده و.... او تعالی (ج) را میدانستند. 19- مرض و شفا را از او تعالی میدانستند. 20- از الله (ج) میترسیدند. 21- دعاء را از او میطلبیدند. 22- در وقت سختی ها او را نداء میکردند. 23- به جلال و عظمت او تعالی قائل بودند. 24- دلهای شان از بزرگی و کبریائی او میلرزید. 25- او تعالی را از همه برتر و بزرگتر میدانستند.

ب:- از اعمال و وظایف شان این بود که ایشان:

1- تعمیر کعبه شریف. 2- حج بیت الله. 3- تعظیم شعائر الله. 4- عمره. 5- خدمت بیت الله. 6- نذر برای الله (ج). 7- در ابتدأ، بردگان را بنام الله (ج) آزاد مینمودند. 8- قسم بنام الله (ج)یاد مینمودند. 9- نماز میخواندند. 10- روزه میگرفتند. 11- زکوة میدادند. 12- نکاح صحیح هم در بین ایشان رواج داشت. 13- استغفار میکردند. 14- غسل جنابت مینمودند. 15- بر ختنه و تمام خصائل فطرت عامل بودند.

(ج):- از بعضی اخلاق و اوصاف حمیده شان این بودکه ایشان:

1- غیوروشجاع. 2 - صاحب عزت. 3- مهمان نواز. 4- سخی وجواد. 5 - وبه وعده وعهدخویش پابندو......بودند. بایدمتذکرشدکه اکثرمسائل فوق با براهینی از قرآن کریم، حدیث صحیح و سیرت النبی (ص)، مستدل شده است ((که بخاطر خوف از اطالة مقاله آنرا حذف نمودیم)) اکنون باید خوب فکر کنیم که با این همه خوبیهای مشرکین چرا قرآن کریم ایشانرا کافر و مشرک خوانده و برایشان عذاب ابدی را وعده داده است؟

جواب سوال فوق را ما خدمت عزیزان خویش ذیلاً ارائه میداریم:

لازم و ضرور است که ما در ابتدأ به رفع یک شبهه ی بزرگ و غلط فهمی ایکه اکثر عوام الناس و بعضی خواص به آن گرفتار اند بپردازیم تا از این طریق بدانیم چطور عقیده ای سبب نجات انسان از کفر و جهنم میشود. باید بخوبی دقت شود که در اینجا دو مطلب با هم مشتبه است که برای شناخت درست توحید باید آنرا متذکر شد.

اول:- اینکه انسان به توحید در جهت مثبت آن بکلی تسلیم میباشد. یعنی او تعالی را زیاد عبادت مینمایند او را خوب میشناسد. اما توجه آن فقط در همین جنبه اثباتی توحید منحصر مانده جانب منفی (عبادت برای غیر الله (ج) )را در نظر نمیگیرد.

دوم:- اینکه انسان توحید، معرفت و عبادت را برای ذات واحد، محض و مطلق او تعالی مختص ساخته و جنبه منفی توحید (عبادات برای غیر او تعالی را) نفی مینماید.

مثال برای نوع اول: اینکه شخصی برای غیر او تعالی در مورد عبادت و... حقی قایل است و از لحاظ قولی و اعتقادی عبادت غیر او تعالی را با جمیع انواع آن نفی نمیکند.

مثال برای نوع دوم: اینکه شخصی برای غیر او تعالی هیچ نوع عبادتی را قولاً، عملاً و اعتقاداً ثابت نمیداند و با او تعالی کسی را در دعا، فریادرسی، نذر، قسم، تصرف،شفای امراض و.... شریک نمیکند.با توجه به دو مثال بالا باید گفت که عقیده اولی شرکی میباشد(مشرکین، همه از اول تا آخر دنیا دارای همچو عقیده بوده و میباشند. و عقیده دوم توحیدی میباشد. و اسلام هم برای تمیز و خط بطلان کشیدن بین همین دو نوع عقیده آمده است. اگر امروزه در گوشه و کنار عالم نگریسته شود. اکثر عوام و برخی خواص ( از علماء و مشایخ) در بلای اول گرفتارند. در حالیکه خود را موحد هم میدانند.

پس هیهات و هیهات. خوب اگر انسان با داشتن همچو عقیده موحد باشد، پس چطور بخود حق میدهیم که ابو جهل و ابولهب و..... را مشرک بگوئیم. ایشان هم چنانکه فوقا بیان شد چنین عقیده داشته اند.

باید گفت منشأ این غلط فهمی آنست که شیطان ملعون و مردود از جهت دشمنی که با انسان دارد خوب میداند که فقط توحید واقعی وسیله نجات از جهنم بوده و شرک وسیله دخول نار است لذا سعی میکند که انسانها توحید حقیقی را نشناسند و توحید را با شرک خلط نموده و فکر کنند که این توحید حقیقی میباشد.

عده را می بینیم که معتقد به همچو عقیده بوده و تا لحظه موت هم بآن ادامه میدهند و در نتیجه با مشرکین محشور میشوند؛ چرا که واحد دانستن الله (ج) شناخت و عبادت او به تنهایی توحید نیست چه همچو عقیده برای هرکس، طبیعی و فطری میباشد و انسان در طول تاریخ به آن معتقد بوده است و حتی سردمداران کفر بذات واحدی (به شکلی از اشکال) ؛ صفات و عبادت او اتفاق نظر داشته اند.

مسئله مورد منازعه همیشه فقط در جهت دوم توحید (عدم عبادت غیر) بوده است و بخاطر همین موضوع است که پیامبران الهی با مخالفین شان در نزاع و جهاد بوده و امتی شان هم راه شانرا تعقیب نمودند. قرآن در چند مورد در این باره میفرماید:

((حقا که آنان (کفار و مشرکین مکه) زمانیکه برای شان گفته میشد. جز الله معبودی (کسی لایق پرستش و عبادت) نیست، خودرا بزرگ میپنداشتند. و میگفتند: آیا ما بخاطر (سخن) شاعر دیوانه ای معبودهای خویش ( آنانیکه ایشانرا در عبادت به او تعالی شریک میکنیم) را ترک میکینم)) صفّت / 35 و 36

همین نوع دوم توحید (ترک عبادت غیر او تعالی) بود که بیناد معبودهای باطل شان را منهدم نمود و به همین علت آنان یعنی مشرکین و کفار ناراحت شده و در مقابل انبیاء الله آماده پیکار شدند و انبیاء (ع) هدف سب و ستم و تیر بلای شان قرار گقتند به گونه که در مواردی تا هفتاد نبی و مبلغ هم بر سر یک منبر شهید شدند مسلم است که این همه سر سختی و لجاجب بخاطر نوع اول توحید که خودشان به آن معتقد بودند، نبوده است!

خلاصه اینکه مشرکین قدیم جنبه اثباتی توحید را با عبادت غیر او تعالی میآمیختند. و آنچه مورد منازعه و کشمکش بود جنبه منفی (نفی عبادت غیر او تعالی)و اثبات عبادت برای واحد لا شریک بود و بس، متأسفانه امروزه عده زیادی از عوام الناس و حتی بعضی خواص وقتی به ایشان گفته شود: الله (ج) در همه امور به کسی احتیاج ندارد. میگویند: این گپ که صحیح است اما دوستان او تعالی و پیران کامل یک سلسله تصرفات و صلاحیتهای نزد او تعالی دارند. و تقاضا و خواسته های شان به هر گونه که باشد از جانب الله (ج) رد نمیگردد و هرچه ایشان بگویند و بخواهند او تعالی میپذیرد. نعوذ بالله عن ذلک.

باید دانست که او تعالی وقتی کاری را اراده کند ملاحظه کسی را نمیکند و بزرگی بندگان او تعالی اثری بر اراده او ندارد و هیچکس نمیتواند بدون اذن او تعالی در کائنات (آسمان و زمین و...) تصرف و دخالتی داشته باشد. پس وای و صد وای به همچو عقیدة پوسیده و اینچنین متاع بی مایه!

از دانشمندان دینی تقاضا میشود که مطالب این ورق را برای سایرین توضیح و تبیین فرمایند.

از شما برادر و خواهر مسلمان آرزو میرود که به تکثیر و نشر همچو اوراقی برای خویش مزد دنیا و آخرت را کمایی فرمائید.

تهیه و نقل: کتابخانه امام ابو حنیفه (رح)- جامع امام بخاری (رح)- بلند آب عقب جوی انجیل ناحیه 8 هرات.

محل دریافت: کتاب و قرطاسیه فروشیهای 1- ایوبی کوچه گدام. 2- بعثت جنب کتابخانه عامه. 3- فاروقی چهار راهی مستوفیت.

جهت معلومات بیشتر به وب سایت: www.paiamnoor.blogfa.com و به ایمیل: paiamnoor@yahoo.com

- شماره تلیفون: 447245 - مبایل:1- 0799129581 2- 0798403417 -

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 21:45  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

44

بسمه تعالي

پيام نور                                                                                                                                           شماره / 44

چگونه به او تعالي نزديك، و نزديك‌تر شويم

رسول الله(ص) فرمود: الله(ج) فرموده است: (.... و بندة مؤمن با هيچ چيز محبوبي پيش من، بهتر از فرايض به من نزديك نمي‌شود، و او با انجام نوافل (عبادت‌هاي غير واجب) مرتباً به من نزديك ميشود تا اين كه من او را دوست بدارم، هنگامي كه من او را دوست داشتم... اگر چيزي از من بخواهد به او مي‌دهم، و اگر از من پناه بخواهد پناهش مي‌دهم)؛ حديث 38 اربعين نووي به روايت از صحيح مسلم.

طوري كه حديث فوق تصريح مي‌دارد، مسلمان با عمل به نوافل (نماز، روزه، صدقه، ذكر، و ساير عبادات نافله) به الله تعالي نهايت نزديك ميشود و به مرتبه‌يي مي‌رسد كه دعاء وي مورد قبول واقع مي‌گردد و پروردگار او را در پناه خويش قرار مي‌دهد.

چرا الله تعالي براي چنين بنده‌يي اين قدر لطف و مهرباني دارد؟ چون اين مسلمان (علاوه بر فرض و واجب كه انجامش بر او لازم و ضروري است) داوطلبانه و رضاكارانه به اداء نوافل و مستحبات مي‌پردازد. اين كار دليل واضح بر كمال دينداري، علاقه‌مندي وي به نزديكي و ارتباط با الله(ج) و اطاعت آن از همة احكام ديني است. از طرفي انجام بسياري از عبادات نافله طاقت فرسا نبوده و در عين حال اين عبادات زياد هم هست. پس بندة مؤمن با انجام آن هميشه به پروردگار خويش همراه و مرتبط مي‌باشد. مثلاً اذكار: (سبحان الله، الحمد لله، لااله الا الله، الله اكبر، سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم، لااله الا الله وحده لاشريك له، له الملك و له الحمد و هو علي كل شئ قدير، لاحول ولا قو‌ه الا بالله العلي العظيم و...) استغفار و توبه: (استغفر الله الذي لا اله الا هو الحي القيوم و اتوب اليه و...) فرستادن درود و سلام به رسول الله(ص): (اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد، اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد) گفتن اذكار و... فوق هميشه و در هر جا، به جز وقت قضاي حاجت و غسل و مقاربت جنسي، جائز است و لو اين كه شخص وضوء هم نداشته باشد؛ هرچند با طهارت و رعايت ساير آداب ثواب بيشتري دارد.

به هر صورت، از آن جائي كه نماز بهترين عبادت بدني بوده و تعداد زيادي از مسلمانان از كيفيت و وقت نمازهاي نافله (به استثناي سنت‌هاي مؤكده) آگاهي ندارند، و عده‌يي از خواهران متدين و عابد ما تقاضا نمودند تا در مورد نمازهاي نافله چيزي نوشته شود، بر آن شديم تا به صورت مختصر، در مورد نكاتي را يادآور شويم تا براي اكثريت، مطلب روشن شود:

1- هر گاه نماز نفل در كتب حديث، فقه و... مطلق ذكر گردد، مراد از آن، غير از فرض و واجب ( سنت مؤكده، سنتهاي زوايد و نماز هاي مستحب) ميباشد، اما منظور ما از نوافل در اين مقاله سنتهاي زوايد و نماز ها مستحب ميباشد و اگر بالفرض در جايي سنت مؤكده هم مقصود باشد، صراحتاً از آن نام برده ميشود.

2- به استثناي ركعت سوم و چهارم فرض كه در آن تنها الحمد لله شريف خوانده ميشود، در ركعت اول و دوم همه ي نمازها (دو ركعتي، سه ركعتي و چهار ركعتي، خواه فرض باشد، خواه واجب و غيره) همراه با سورة فاتحه، خواندن مقداري از قرآن واجب است يا به عبارت ديگر ركعت اول و دوم همه ي نماز ها پُر خوانده مي‌شود.

3- همين كه نمازگذار در قلب نيت (هر نمازيرا كه ميخواهد اداء كند) داشته باشد نماز وي صحيح است.

4- هيچ نمازي (اعم از فرض، سنت مؤكده و...) در اوقات ممنوعه يعني زمان طلوع، زوال و غروب آفتاب (به جز نماز عصر همان روز) صحيح نيست، و خواندن نمازهاي نفل بعد از اداء نماز عصر تا قبل از غروب آفتاب، همچنان بعد از طلوع صبح صادق تا قبل از طلوع آفتاب هم كراهيت دارد.

در نوافل شب تا هشت ركعت به يك سلام و در روز تا چهار ركعت به يك سلام كراهيت ندارد. هرچند كه بهتر (در نوافل شب و روز) اين است كه دو، دو ركعت به يك سلام اداء شود.

نوافل قبل از نماز، خواندن آن از شروع وقت همان نماز تا زمان اداء آن، و نوافل بعد از نماز، اداء آن بعد از خواندن همان نماز تا انتهاي وقت آن  نماز صحت دارد.

5- به نوشتة فقه الاسلامي و ادلته 2/62، نماز ضحي، تحية مسجد، و تحية وضوء به ترتيب افضل‌ترين نمازهاي نافله مي‌باشد؛ ولي بسياري از علما.، نماز تهجد و بعد از آن نماز اوابين را افضل‌ترين نوافل مي‌دانند

6- در نمازهاي نفل، طولاني ساختن قيام از كثرت سجود (اين كه تعداد ركعات كم باشد و ليكن قرائت خوانده شود) ثواب بيشتري دارد. بهتر است كه قرائت در نوافل شب، همچنان در نمازهاي فرض شام، خفتن و صبح ( وقتي به تنهايي هم اداء ميشود) در صورتيكه مزاحمت ايجاد نشود، بلند خوانده شود. چون تجويد بهتر رعايت ميشود و كسالت هم از بين ميرود.

7- علاوه بر نوافلي كه ذيلاً بيان مي‌گردد، شخص مؤمن مي‌تواند هر قدر دلش خواسته باشد نماز نفل به جا آورد. و خواندن نفل در شب، نسبت به خواندن آن در روز، ثواب بيشتري دارد.

8- مستحب است كه در نماز سنت صبح، سنت مؤكده ي شام، ركعت دوم و سوم وتر، در اولي سورة كافرون و در دوم سورة اخلاص خوانده شود.

9- نمازهاي كه به جماعت اداء نمي‌شود بهتر است ، دور از چشم مردم خوانده شود؛ جناب رسول الله(ص)فرمودند:بر شما است كه نماز را در منازل خويش اداء كنيد، چرا بهترين نماز شخص آنست كه در خانه اش خوانده شود، بدون از فرض، (كه در جماعت مسجد خوانده ميشود) روايت مسلم.

10- اداء همة نوافل (به شمول سنت‌هاي مؤكده) به صورت نشسته جواز دارد؛ اما در صورتيكه شخص توان ايستادن را داشته باشد، ثواب نشسته نصف مي‌گردد. در صورتي كه نفل گذار در جريان نماز خسته شود و خود را به چيزي تكيه دهد اجرش كم نمي‌شود، همچنان اگر نوافل را ايستاده شروع كند، مي‌تواند بدون عذر نشسته تكميل نمايد و يا بر عكس( نشسته شروع كند و در آخر به ايستد و نمازش را ختم نمايد.) در اين كار كراهيتي وجود ندارد.

11- جائز است كه ثواب همة عبادات نافله (نماز، صدقات و...) را براي ديگران (انبياء ع- ،.....و حتي همه مسلمانان) اهداء كنيم؛ بهتر است كه در آغاز عبادات، اين نيت را در نظر داشته باشيم؛ اين بلند همتي براي خود ما نيز ثواب در پي دارد.

12- در ارتباط به فضيلت اكثر نوافلي كه ذيلاً ذكر مي‌شود احاديث صحيح و مستندي در بيشتر كتب معتبر حديث موجود است؛ هرچند كه بندة مؤمن به ترك نوافل گنهكار نمي‌گردد. ولي بر اساس مفهوم حديث فوق الذكر، عبادات نافله انسان را به پروردگارش بسيار نزديك مي‌نمايد.

13- در هنگام مصيبت‌هاي بزرگ، طوفان، شدت برف، باران و ژاله، زلزله، رعد و برق، بيماري‌هاي خطرناك، ترس از دشمن، احتمال فساد و تباهي و... خواندن نماز (دو ركعت و يا زيادتر) به صورت تنهايي سنت است.

 -14هرگاه والدين در اثناي نماز نفل، سر اولاد خويش صدا زنند، بر اولاد لازم است كه نماز را رها كرده و جواب ايشانرا بدهند، نا گفته نماند كه حديث هاي وارده در مورد نماز حاجت و نماز تسبيح همه ضعيف بوده و هيچكدام صحيح و حسن نميباشد و ديگر هيچ نمازي از قبيل نماز رغايب، نماز در ماه شعبان (به فكر اينكه چنين و چنان ثوابهاي دارد)؛ نماز زوال و.... در مذهب ما نه دليلي (حتي ضعيف) براي آن وجود دارد و نه اين نمازها اساسي دارد.

-15  كسي كه در شب، به بيدار شدن براي نماز تهجد اطمينان دارد، بايد نماز وتر را بعد از تهجد بخواند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمازهاي نافله‌يي كه به تبع نمازهاي فرض و يا هم شبانه روزي بدون ارتباط با فرائض و يا هم در مناسبت‌هاي خاص اداء مي‌شود.

الف: نوافلي كه قبل و يا بعد از فرائض اداء مي‌شود (از فقه اسلامي و ادلته ج2 ص45 و 44 و فقه ميسر فارسي ص13 نقل شده است)

شماره

نام نماز

وقت نماز

تعداد ركعات

شماره

نام نماز

وقت نماز

تعداد ركعات

1

سنت زائده

قبل از نماز عصر

4 ركعت به يك سلام

3

سنت زائده

قبل از نماز خفتن

4 ركعت به يك سلام

2

سنت زائده

(نماز اوابين)

بعد از نماز شام

6 ركعت به يك سلام يا سه سلام

4

سنت زائده

بعد از نماز خفتن

4- ركعت به يك سلام

ب: نوافلي كه تابع نمازهاي فرض نمي‌باشد و شبانه روزي اداء مي‌شود (فقه آسان ج1 ص48، جامع المسائل ج1 ص222و223)

1

اشراق

بعد از اداء نماز صبح به جماعت در جاي خود به ذكر و تلاوت مشغول شود و بعد از اين كه از طلوع آفتاب ثلث و يا ربع ساعت بگذرد 2 ركعت نماز بخواند؛ برخي مي‌گويند اگر از جاي خود برخيزد و به تعليم و تعَلُّم دين بپردازد و در وقت مذكور 2 ركعت نماز بخواند، ثواب اين نماز را در ميابد.

2

ضحي(چاشت)

بهترين وقت اداء اين نماز، بعد از اين كه چهارم حصة روز بگذرد تا كمي پيش از زوال آفتاب ميباشد و از 2 ركعت تا هشت ركعت خوانده ميشود.

3

تحية مسجد

هر كس در وقت نماز و يا هم غير وقت نماز به مسجد داخل شود بايد 2 ركعت تحية مسجد را اداء كند، اما اگر كسي به غير از وقت نماز ترددش به مسجد زياد باشد، روزانه يك‌مرتبه تحية مسجد بخواند، سنت به جا مي‌شود، و اگر بي‌وضوء بود و يا عذر ديگري داشت سبحان الله و لااله الا الله بگويد.

4

تحية وضوء

بعد از فارغ شدن از وضوء و بعد از غسل، قبل از خشك شدن اعضاء بدن، 2 ركعت خوانده مي‌شود.

5

تهجد

بهترين وقت براي تهجد و قبولي دعاء وسط نصف اخير شب است. رسول الله(ص) گاهي نيم شب و احياناً قبل و يا بعد از آن از خواب بيدار شده تهجد مي‌خواندند. اين نماز به غير از وتر 2 ركعت تا هشت ركعت ميباشد و بهتر است كه دو، دو ركعت به يك سلام اداء شود.

ج: نوافلي كه در مناسبت‌هاي خاص اداء مي‌شود (فقه اسلامي و ادلته ج2 ص48 و 396، فقه آسان ج1 ص249تا256)

1

نماز استخاره

زماني كه انسان مي‌خواهد اقدام به كاري نمايد كه خير و شر آن برايش معلوم نيست (مانند ازدواج با شخص معين و...) بعد از 2 ركعت نماز، حمد و ثنا و درود گفته، دعاي مأثور استخاره را بخواند.

2

نوافل سفر

2 ركعت در خانه وقتي كه مي‌خواهد طرف سفر حركت كند. 2 ركعت در جاي كه قصد ماندن را دارد. 2 ركعت بعد از اين كه از سفر برگشت، در مسجد، و قبل از رفتن به خانه بخواند.

3

نمازآفتاب گرفتگي

2- ركعت همراه امام، بدون اذان، اقامت و خطبه خوانده ميشود و بعداً دعاء شود تا خورشيد ظاهر شود اين نماز سنت مؤكده بوده و در سفر و حضر بر زن ها هم مشروع ميباشد.

4

نماز ماه گرفتگي

به صورت تنهايي در هر جاي كه انسان مي‌باشد در وقت خسوف (ماه گرفته‌گي) 2 ركعت خوانده مي‌شود.

5

نماز استسقاء

2- ركعت ميباشد. از مستحبات اين نماز است، كه سه روز پي در پي و در خارج از آبادي(دشت و صحراء) اداء شود.

6

نماز توبه

زمانيكه انسان مرتكب گناهي شود، دو ركعت نماز اداء نموده و بعد، از او تعالي آمرزش بخواهد، در صورتيكه اين عمل وي صادقانه و مخلصانه باشد او تعالي او را مي بخشد.

 

 

 

بايد متذكر شد كه جهت توضيح بيشر در مورد نماز استخاره و دعاي مسنونه آن، بايد به دانشمندان ديني و يا كتب فقه( از جمله كتاب هاي فارسي) كه در بازار موجود است، مراجعه شود. لازم ياد آوري است كه اگر در نماز استخاره كسي دعاء را

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 17:36  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

42

بسمه تعالی

پیام نور                

                                                                                                                    شماره / 42                                              

تعصبات (قومی، زبانی، تنظیمی و) در آیینه ی تاریخ، دین و عقل

 

طوریکه تحلیل گران سیاسی، جامعه شناسان، و کار شناسان امور امنیتی اظهار می دارند، براستی یکی از اصولی ترین حقوق شهروندان ومهمترین آن، حق امنیت میباشد و هر کشور از همه بیشتر برای حفظ تمامیت ارضی، ایجاد و حفظ امنیت، پیشرفت و تمدن به وحدت و همبستگی آحاد ملت خویش (از هر زبان، نژاد، رنگ و مذهب و) اشد ضرورت دارد. در تاریخ بشر می بینیم زمانی ملتهای در درازنای تاریخ، رشد و ترقی، اقتدار و افتخار را نصیب شدند که متحد و یکپارچه بودند که ما نمونه های از آنرا ذیلاً بیان میداریم:

کشور شوراها، تا وقتی ابرقدرت دنیا بود که اتحادی (هرچند تحمیلی و به زور نیزه)؛ از جماهیر «یکجا شدن چندین جمهوریت» شوروی «نظام شورایی هرچند از حزب کمونست» داشت یکی از عوامل مهمیکه امریکا را امروزه قدرتمندترین کشور جهان ساخته است، این میباشد، که ایالات «اضافه از پنجاه ایالت» متحده (متحد و یکجا) دارد، اروپا را می بینیم از روزیکه بطرف اتحاد «نهایتا وحدت همه ای کشورهای اروپایی» به پیش میرود از لحاظ اقتصادی، سیاسی و... قویتر شده است و ارزش پول آن روز تا روز بالا میرود. کشور هزار و چند صد ملیونی چین، و جاپان (که در جنگ جهانی دوم بیشترین خسارات را متحمل شد) یقیناً اگر وحدت و یکپارچگی نمیداشتند باین سرحد پیشرفت نمینمودند. و آفریقا، عقب مانده ترین قارة دنیا را مشاهده میکنیم، که با درک اهمیت وحدت و اتحاد، همین الآن برنامه ریزیهای وسیع و همه جانبه ي را، جهت همبستگی کل کشورهای این قاره روی دست گرفته است.

از مهمترین دلائلیکه اسلام در طول چندین قرن، بزرگترین امپراطوری را دارا بود، آن است که همه و یا اکثریت مطلق اقوام و قبایل مسلمان و حتی غیر مسلمان، دوریک محور و زیر یک پرچم جمع شده بودند. در سطح منطقه، کشور مان در زمان غزنویها، غوريها، تیموریها، ابدالیها(در اوایل) بدین خاطر مقتدر و بزرگ بود که همه ی اقوام بدون در نظرداشت قوم، زبان و... یکجا بودند.

 اما برعکس می بینیم که مهمترین عامل ضعف و فروپاشی بزرگترین و مقتدرترین حکومت ها و ملتها، تعصبات قومی، نژادی و... بوده است و همین عصبیتها باعث بروز، بزرگترین و فجیع ترین مصیبتهای به عالم انسانیت شده است که ما فقط از همین قرن گذشته مثالهای را ذیلاً ارائه میداریم.

الف: خلافت عثمانی که مدت چند قرن، رمز وحدت و قوت مسلمانان بود و اضافه از چهل کشور امروزی را در آسیا، افریقا و اروپا متحد ساخته بود، انگلیسها فتنه جوی کوشیدند، حکومت متعصب شیعه ای صفوی در ایران، قومیتهای عرب، بربر و ...، را علیه آن تحریک نمایند که بالآخره این خلافت در اوایل قرن گذشته به سقوط مواجه شد.

ب: سفید پوستان آمریکایی را می بینیم، که در همین قرن گذشته به درب بعضی هوتل ها و یا مکاتب مینویسند: سک و سیاه پوست نمیتواند به اینجا داخل شود، که این مسئله ننگ ابدی را بر تارک قدرتمندترین کشور معاصر نقش بسته است.

ج: ویرانگر ترین و خطرناکترین جنگ در تاریخ بشریت «جنک دوم جهانی» را میبینیم، که عامل اصلی آن عصبیت نژادی آلمانیان نازی بود.

د: از عوامل عمده ی تجاوز و وحشیگیریهای صربهای جنایتکار، در جنگهای چند ساله ي پیش علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوئین همین عصبیت بود.

هـ : از حدود شصت سال تا همین الساعه، عامل اصلی این کشتارها و ویرانگریهای اسرائیل،  تعصب نژادی بوده است.

 خوب الآن بر میگردیم به اصل مسئله و به صراحت اعلام میداریم: عزت و امنیت، اقتدار و افتخار واقعی، کافه ي عالم بشریت از جمله؛ غیر مسلمانانیکه در ممالک اسلامی زندگی میکنند خصوصاً، ما مردم افغانستان روی دلایلی به اسلام گره خورده است.

الف: یگانه کشور در دنیا، که بیشترین «نود و نه و نیم فیصد» اتباع آن مسلمان هستند، بعد از سعودی، افغانستان است پس وحدت ملی هم که اقلا در این دنیا، دستآوردهای دارد در کشور ما که مساوی با وحدت اسلامی است و بالعکس.

ب: در گذشته، زمانی غیر مسلمانانیکه در سایه ي حکومت متحد و قوی اسلامی میزیسته اند (حتی به شهادت منصفان غربی و سایرین) در رفاه و سعادت زندگی مینمودند.

ج: به شهادت مؤرخین (حتی منصفان غیر مسلمان)؛ زمانیکه مسلمانان در صدر اسلام بخشهای از سرزمین روم را فتح نمودند، اهالی مناطقی از سرزمینهای فتح نشده، برای قائدین مسلمان نامه فرستاده و از ایشان خواستند که سرزمین شانرا فتح نموده و ایشانرا از جور و ظلم، حکام هم دین (مسیحی)؛ شان نجات دهند و این مردم در مورد، با مسلمانان وعده اي همکاری دادند.

د: ضامن اصلی پیروزی ملت افغان، در مقابله با تجاوز چنگیزیها، انگلیسها، روسها و پیمان ورشو بدون شک همین وحدت اسلامی بوده است.

هـ : سعادت واقعی کافه ي جامعه اي بشری را دانشمندان روشن ضمیری از غیر مسلمانان؛ منجمله برناردشاو انگلیسی، دکتور کیت مور، پدر جنین شناس جهان و.... به وحدت در سایة اسلام ممکن می دانند.

و: اسلام چنان بر تعصبات(قومی،زبانی،منطقه ای و...) خط قرمز گداشته است که بلال حبشی «غلام سیاه پوست، فقیر و ناتوان که، نه قبیله ای داشت و نه هم پشتیبانی» ؛ مؤنس، یار و مؤذن شخص رسول اکرم (ص) قرار گرفت و جناب رسول الله (ص) وقتی از پیشوایان امتها به بهشت خبر می دهند میگویند: و بلال پیشرو حبشه است.

ز: اوس و خزرج (دو قبیله ي عرب مدینه) که باثر تعصبات قومی جاهلی، ده ها سال خونهای زیادی از همدیگر، به زمین ریختاندند، زمانیکه مسلمان شدند و جناب پیامبر و یاران مکی اش را جای دادند و انصار رسول الله (ص) و اسلام قرار گرفتند از همین مدینه رسول و انصار، چه خیرهای کثیری، عاید اسلام و جامعة انسانی گردید.

ح: نسبت صلبی، پسر حضرت نوح (از پیامبران اولوالعزم) به وی فایده ی نرساند و پیامبرزاده با دیگر مردم معاند و مکابر (از هر قوم، رنگ و ... که بودند) همراه با حیوانات وحشی، و غیر وحشی هلاک و غرق شد، و نسبت پدری آزر، به ابوالانبیاء ((حضرت ابراهیم خلیل الله (ع) )) علاوه بر اینکه برای وی فایده ی نرساند، بلکه جناب خلیل الله (ع) را، اجازه اي دعاء و طلب استغفار هم، برای پدر کافر نبود.

ط: نسبت کاکا بودن ابولهب، به جناب رسول الله (ص)؛ شفیع مؤمنین و سیدالمرسلین، علاوه بر اینکه برای وی ثمری نه بخشید، بلکه او یگانه معاندی از معاندین  زمان رسول الله (ص) میباشد، که نامش صراحتاً در قرآن ذکر شده است، و كمتر  نماز گزار مسلمانی (خصوصاً آنانیکه کم خوان هستند، شاید هم مسلمانانی از نسل خود ابی لهب)؛ خواهد بود که در هر شبانه روز، به خواندن سوره ای مسد(تَبَّت یَدَا...) در نماز، تباهی و هلاکت را نثار ابو لهب نکرده و سرنوشت زشت وی را قرائت نکند، علاوه بر آنچه از طرف قرآن خوانان بزرگسال، اطفالیکه قرآن میآموزند و آنچه از نوارها، تلویزیون، رادیو، و.... مردم میشنوند، بر این بیچاره نفرین و دعای بد خوانده میشود این در حالی است که شاید حتی بعضی مسلمانان در عمر خویش، یک مرتبه هم که شده بر شیطان لعنت نفرستند و با این کار مرتکب گناهی هم نمیشوند. چرا که لعنت بر شیطان فرض و واجب نیست، اما بدون قرائت سوره اي مسد، ختم قرآنکریم هرگز کامل نمیشود.، و همچنان کسیکه غیر از این سوره، از قرآن چیز دیگری نمیداند. تا این سوره را نخواند، اصلاً فرض قرائت را در نماز به جای نیاورده است.

 الآن بیایید! مقایسه کنید بین بلال حبشی (رضی الله عنه) و ابو لهب قریشی (بریده باد هردو دست وی...)؛ خوب دقت کنید که اسلام چطور بر رنگ، قوم و... حتی بین پدر و فرزند، کاکا و برادر زاده و... ؛ در صورتیکه یکی مؤمن و دیگری نباشد خط بطلان میکشد و فقط به فقط ارجحیت و امتیاز را به تقوی و پرهیزگاری قائل است(...حقیقتاً که گرامی ترین شما نزد الله (ج) متقی ترین شما است....) حجرات / 13.

در اینجا به برخی ضرباتیکه ما در همین چند سال گذشته به اثر تعصبات قومی، زبانی و.... متحمل شدیم اشاره میکنیم.

الف: کندکهای قومی ایکه در اخیر حکومت دکتور نجیب الله تشکیل شد به اثر درگیری بین خود همین کندکها، چه تعداد زنان، طفلان و کهن سالان(که به هیچ قانون و به هیچ وجه کشتن شان توجیه ندارد)؛ کشته شدند؟

ب: بخاطر جنگهای تنظیمی چقدر خون های که به نا حق بر زمین ریخت؟ و چه اندازه خانه ها و یران شده و سرمایه های ملی و مردمی مان از بین رفت؟

ج: همین الآن نیز این سلاح خطرناک (تعصبات قومی، زبانی و....) در بعضی مناطق کشور مان حتی در یک قریه (که دو قوم باهم مخالف شدند) سبب خونریزی بین جانبین شده، امنیت را مختل نموده و کاروبار روزانه را به رکود مواجه نموده است.

د: در حالیکه همه اي ما مسلمان و افغان هستیم و در یک کشور، زیست داریم خوب زمانیکه ما همدیگر را تحمل نکنیم، طبیعی است که حتی از اقصی نقاط جهان (آمریکا) هم مردمانی به کشور ما میآیند.

حالا تعصبات برجسته کشور خود را مختصراً به تحلیل میگیریم:

الف: قومی آیا حتی همه انسانهای روی این کره اي خاکی، از یک پدر و مادر و یک جنس نمیباشند؟ و از آن جاییکه به نص صریح قرآن، ذات الله (ج)؛ اقوام و قبایل (را جهت شناسایی) و همچنان رنگها و زبانها را، بوجود آورده است، نه خود انسانها، و او تعالی امتیاز و برتری را هم در تقوی و پرهیزگاری قرار داده است، نه در عصبیت، خوب زمانیکه ما به قوم، زبان و.... خود ارج نهاده و دیگران را بدین خاطر تحقیر نماییم این عمل مان(نعوذ بالله) صنع او تعالی را زیر سوال بردن نیست.؟

ب: زبانی آیا به یقین از حضرت آدم (ع) تا الحال، آباء و اجداد ما به زبانهای دیگری(غیر زبان فعلی ما) صحبت نمیکردند؟ و آیا همگی ما، زمانیکه بدانستن زبان دیگری حل مطلب مینماییم، خوشحال نمیشویم؟ خوب اگر دیگر زبانها زشت است، پس چرا آنرا می آموزیم و از تکلم بآن خوشوقتیم.

آیا هیچ زبانی، بدون اینکه توسط آن حل مطلب میشود. ارزش دیگری دارد؟ آیا انسانیکه دیگر زبانی را (غیر از زبان اصلی خویش) میداند، دیگر اهل آن زبان میشود؟    

ج: مولد و منطقه- آیا محل تولد مان از چند متری زیادتر میباشد؟ آیا همینطور که انسان به هیچ نقطه ای از دنیا حق ادعای ملک غیر را ندارد در محیط و حتی محل خودش مسئله چنین نیست؟ آیا در منطقه ای که ما به آن تعصب میورزیم، از ابتداء خلقت زمین و یا هم اقلاً از چند هزار و یا چند صد سال قبل همین منطقه، مربوط قوم ما بوده و در طول تاریخ به مراتب دست به دست نشده است؟ و یا هم کدام ضمانت قوی وجود دارد که تا پایان عمر بشر بر روی زمین، منطقه ایکه امروز انسان، در آن زندگی میکند متعلق به قوم و نژاد او باشد؟ آیا زمانی نشده است که اقوامی سرزمين خویش را به حالش واگذار نموده و بخاطر نجات نفس و دین خود حتی، به لطایف الحیلی متوسل شدند و مصرف های را متقبل شدند تا سرزمین آبائي خودرا ترک و به دیگر منقطه ای بروند و دیگر هرگز ، حتی نواده ها و... شان بآن سرزمین باز نگشتند و هیچ علاقمندی هم به آن ندارند؟ (مثل آمریکائیهائیکه اصلاً اروپایی هستند و...)

د: تنظیمی ( تنظیمهائیکه از منبع واحدی سرچشمه میگیرند) چه کسي میتواند با دلیل شرعی و عقلی ثابت کند که تنظیم وی صد فیصد حق میباشد و دیگر تنظیمها در جهت باطل قرار دارند.

هـ : خوب آیا ممکن نیست کسانی به آموختن دیگر زبانی، بگرفتن تذکره اي شناسایی از منطقه اي دیگر، و با نسبت دادن خود به تنظیم و یا به قوم دیگری(در صورتیکه تمایز بارزی در ظاهر شان مشاهده نشود) بنام همزبانی، قومی، تنظیمی و....... بزرگترین ضربات را بر پیکر آن قوم و یا و..... دیگر وارد کند؟

و: آیا همین الآن بعضی کسانیکه منادی قوم، زبان و وطن پرستی هستند، دختران و یا پسران شان با خارجیها(حتی غیر مسلمان) ازدواج نکردند؟ و آیا اولاد شان زبان پدر و مادر خود را خوب میدانند؟ و یا همین الساعه بر گرده های علیل مردمانی که به قوم، زبان و وطن خویش علاقمندی دارند، نغلتیدند و سرمایه های زیاد اين ملت بيچاره را به طریقه های مختلفي به جیب نمیزنند، و از کشور بیرون نمیکنند و فامیل های شان به خارج نیستند؟ آیا عده اي نیستند که چون الآن، بازار معامله اي شان کساد شده و از راه تاریک و ننگین گذشته شان، دیگر نمیتوانند با دین، جان، آبرو، زندگی و....مردم ما تجارت نمایند و از لحاظ اینکه متاع سالمی ندارند، به مردم ما پیشکش نمایند، میخواهند از طریق تعصبات قومی، زبانی و....( که ظاهر فریبنده ای دارد وعده اي احساساتی و نا آگاه را به دام میاندازد) بازارشان را گرم نمایند و به زندگی خویش ادامه دهند؟ آیا کسانی وجود ندارند که از پرچم داران قوم، زبان، و وطن قلمداد میشوند احیاناً بخاطر متاع قلیل دنیایی، إقدام به از بین بردن نزدیک ترین افراد قوم خویش نمودند، و از هموطنان مؤمن و وطندوست خویش به بیگانگان (کسانیکه هیچ رابطه اي قومی، زبانی، وطنداری، دینی و.... هم با ایشان ندارند) جاسوسی مینمایند. اگر متاع، تعصبات قومی و... گمراه کن نبودی و به نفع دشمن تمام نشدی چرا سوسیال امپریالیزم شوروی سابق، از شعار اصولی و همیشگی، انترناسیونالیزم (مخالف با قوم گرایی) خویش عدول نمود و شعار ناسیونالیزم (تعصب قومی زیر نام کندکهای قومی و...) را جهت تفرقه و تباهی ملت ما بلند نمود که الآن هم، دشمنان خارجی و داخلی ملت مان میخواهند از این طریق آب را بیشتر گل آلود نموده و ماهیهای زیادتری صید کنند.

 در اخیر قول رسول بزرگوار اسلام را بیان میداریم که در مورد تعصب فرمودند: آنرا به دور اندازید که به منزله اي نعش(لش) گندیده و بد بو است.

و قول شاعر را میآوریم که میگوید:

اتفاق هر جا باشد آنجا گلستان میشود   از نفاق خانه جنگی خانه ویران میشود

و میگوییم: زنده باد اسلام، وحدت و همبستگی، اتحاد و یکپارچگی همه ملت افغانستان مرگ بر نفاق و تعصب، تفرقه و تشتت و بر منادیان، عاملان و مرو جان آن.

براي فريهخته گان و دلسوزانيكه، تقاضاي نوشتن پيرامون مطلب فوق را نمودند و همچنان كسانيكه به نگارش و بيان، پخش و نشر همچو مطالبي(كه اميد است در راه وحدت ملت فروپاشيده اي ما مؤثريتي داشته باشد) علاقمندي و توجه دارند، سعادت و عزت دنيا و آخرت را آرزو ميبريم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:42  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

41

بسمه تعالی

پیام نور شماره ۴۱

 

قرآن عظیم الشان، پیامبر بزرگوار اسلام وحدیث گهر بار شان از دیدگاه عدة از منصفان غربی، که برخی از آنان به دین مقدس اسلام مشرف هم شده اند.

 

حضرت الله (ج) میفرماید: (( ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم)) انبیاء / 107

یعنی عموم مردم دنیا، اعم از مؤمن و کافر همه مرهون رحمت تو هستند، چرا که تو نشر دینی را عهده دار هستی که سبب نجات همگان است، حال اگر گروهی از آن استفاده کردند و گروهی نکردند، این مربوط خودشان است.

این درست به آن میماند که شفاخانة مجهزی، برای علاج همه دردها با طبیبان ماهر و انواع دواها تأسیس کنند، و دروازه های آنرا به روی همه مردم بگشایند. حالا اگر بعضی بیماران لجوج، از قبول این نعمت عامه امتناع ورزند. مسلم است که این عمل شان تأثیری در عمومی بودن آن شفاخانه نخواهد داشت. خوب اگر مشتی یاه سرا و نابخرد، اجیر و عمیل و..... را که کینه توزی و عقده، دشمنی و لجاجت سر عقل شان پوشش گذاشته و ایشانرا از اظهار حق و حقیقت گنگ و لال ساخته است،

((چون گفته اند:             خوشتر آن باشد که سر دلبران      گفته آید در حدیث دیگران

و همچنان ترجمة مقولة عربی است: در حق بودن چیزیکه دشمنان شهادت بدهند،  شک و تردیدی باقی نمیماند.))

میبینیم که جمعی منصف و حقیقت جوی، محقق و کنگاش گر (خصوصاً در این عصر پژوهش و تحقیق) هستند که، پرده از روی حقایق بر میدارند تا در روشنائی چهل چراغ معرفت و نور الهی قرار گرفته، خود و دیگران را از ظلمت و ضلالت برهانند که کتابهای:

1- از آهنگ پاپ تا آهنگ ناب. 2- اینک خورشید از غرب طلوع میکند. 3- اسلام در دنیا قبل و بعد از 11 سپتامبر.

4- اسلام آئین برگزید ما و.... ادعای ما را بصورت بسیار خوبی به نمایش میگذارد. و ما برای وضاحت بیشتر مطلب،

شمه ای از اظهارات بعضی دانشمندان منصف غربی را خدمت مردم مؤمن و مسلمان خویش عرضه میداریم.

دانشمند نامدار غربی، برنارد شاو بریطانیوی در کتاب (( اسلام پس از یک قرن )) مینویسد: بی تردید همة دینا اسلام را خواهد پذیرفت. حتی  اگر آشکارا آنرا نپذیرند؛ با نام دیگری به آن گردن خواهند نهاد. و روزی خواهد رسید  که دنیای غرب به اسلام خواهد گروید. قرون متمادی بر غرب سپری شده است در حالیکه در آن کتابهای

[تألیف و] خوانده میشود. که مملو از دروغ و افتراء بر ضد اسلام است. من کتابیرا در بارة[ حضرت ] محمد (ص) تألیف نمودم. اما به علت تعارض آن با ارزشهای انگلیسها توقیف شد. نامبرده میگوید: اسلام دینی است که همه محاسن ادیان دیگر را در آن میابیم، و بالعکس محاسن آنرا در ادیان دیگر نمیابیم.(1)

v       پروفیسور کیت مور، پدر جنین شناسی جهان، در یکی از کتابهای خویش مینویسد: (( قبول اینکه قرآن

کلام الله(ج) است، برایم دشوار نیست، زیرا ویژگیهای جنین که در قرآن آمده است نمیتواند بر اساس شناخت علمی قرن هفتم میلادی باشد. تنها نتیجه گیری معقول این است که این ویژگیها از سوی الله (ج) به حضرت محمد (ص) وحی شده است. (2)

v       دانشمند نامور غربی ویل دورانت، در جلد /11 کتاب (قصة زندگی) مینویسد: اگر عظمت را به معنای تأثیر فراوان درمیان مردم بدانیم، باید بگوئیم که پیامبر اسلام با عظمت ترین فرد تاریخ است، که خواهشات بیجا تعصب و خرافات را از بین برد و مافوق دین یهودیت، مسیحیت و دین کهن سرزمینش، دین آسمانی واضح و قوی بنا نهاد، که توانسته است تا امروز به عنوان نیروی قوی و عظیمی باقیماند.(3)

v       هل، مستشرق بلند آوازة غربی، در کتاب خویش که در مورد حضرت محمد (ص) و اسلام تألیف نموده مینویسد: در تاریخ بشر هیچ دینی را سراغ نداریم، که به این سرعت انتشار یابد و جهان را تغیر دهد. آن گونه که اسلام این کار را کرد. [حضرت محمد (ص) ]، امتی را به وجود آورد، و عبادت الله (ج) را در زمین تثبیت کرد و اصول عدالت و مساوات اجتماعی را تدوین کرد و در میان اقوامی که جز شورش و هرج مرج چیزی نمیدانستند، نظم، همآهنگی، اطاعت و عزت ایجاد کرد. (4)

(( 1=2=3=4؛ نقل از کتاب حضرت محمد (ص) را کمایی کردم و حضرت عیسی (ع) را هم از دست ندادم))

v       شاعر پر توان و مشهور آلمانی گوته میگوید: برای یافتن نمونة والای انسانیت در تاریخ جستجو کردم. پس آنرا در پیامبر عرب زبان، حضرت محمد (ص) دیدم (( نقل از کتاب حضرت محمد (ص) در ادبیات علمی منصافانه؛ ص/20 ))

v       دکتور جرناموس، استاد دانشگاه بوداپست ضمن بیان سبب اسلام آوردن خویش میگوید:.... من پس از تلاوت قرآن کریم و ثقافت مسلمین، با کمال جرئت صدایم را بلند میکنم که در تعالیم اسلامی یک کلمه، یا یک مسئله ای که موجب پس ماندگی مسلمین شود یا از ازدیاد ثروت، علم و معرفت و قوت جلوگیری کند وجود ندارد.

همانا محمد (ص) فرستادة الله (ج) بزرگترین انقلابی و مصلحی است که تاریخ بشریت او را معرفی کرده است و او به وحی الهی تأئید میشد.

ما مؤظفیم که تعالیم اورا فهمیده و بر شئون زندگی خود تطبیق کنیم و معتقد باشیم که آنچه بسوی او وحی شده، اساسی است که هرگز درآن تغییری بوجود نیامده است، اروپا برابری بین مردم را قبل از انقلاب  کبیر فرانسه نفهمیده بود، ولی اسلام قبل از هزار سال از انقلاب مذکور آنرا تطبیق و عملی کرده است. من بجرئت گفته میتوانم که اسلام، حقوق قانونی زن را بیشتر از آنچه دین مسیح (ع) قائل بود، تثبیت کرد و تعدد زوجات را در حدود معقولی مباح گردانید و از تعدد زوجات غیر مشروع که در جامعة اروپائی امروزی متعارف است جلو گیری نمود.

افتخارات نژادی  و تعصبات قبیله یی را لغو، و مردم را داخل فضای وسیع انسانیت نموده برتری افراد را به پرهیزگاری و صلاح و متابعت از قوانین آسمانی مربوط نمود.

نقل از کتاب قرآن یا سند اسلام........ دلیل بیست و ششم (حکومت بر عقول رسیده) ص/ 181 و 182.

(( بررسی احادیث حضرت رسول اکرم (ص) از سوی حزب کمونیست روسیه))

حزب لیبرال کمونیست روسیه، به منظور فراهم نمودن زمینة استفاده ی مسلمانان از مسائل دینی خود، و حفظ همکاری و ارتباط نزدیک بین شهر وندان روسی، با مراجعه به دانشگاه ألأزهر مصر، ترجمه ی هفتاد هزار حدیث شریف ( جالب اینکه تا الحال بزبان فارسی، این مقدار حدیث ترجمه نشده است) را بزبان روسی خواستار شد. که درخواست مذکور بعد از بررسی از طرف کمیسیون تحقیقات زندگی و احادیث پیامبر اسلام (ص)؛ به این شرط اجازه ی ترجمه را حاصل نمود که، ترجمه ی احادیث توسط کارشناسان مسلمان، آگاه به فرهنگ اسلامی و زبان عربی روسی انجام گیرد. و به حزب کمونیست روسیه نیز توصیه شد، در کار ترجمه از کتب حدیث، تألیف فواد عبدالقادر که بر اساس احادیث مسلم و بخاری، تنظیم شده بنام اللؤلؤ والمرجان، استفاده نماید.

احادیث بعد از ترجمه از  زبان عربی به زبان روسی، به کمیسیون زندگی و احادیث دانشگاه ازهر، ارجاع و بعد از تأیید، در جامعة روسی چاپ و منتشر خواهد شد. از سوی دیگر کتب متعددی در خصوص زندگی حضرت محمد (ص) و دین اسلام از طرف مراکز و انیستیتوتهای روسی، در رأس آنها انیستیتوت ممالک آسیایی و آفریقایی، وابسته به دانشگاه مسکو، چاپ و پخش گردیده از میان این کتب، بیشترین رقم مربوط به کتابهای در زمینه ی تفسیر قرآن کریم، حدیث، ظهور اسلام، رسول اکرم (ص) و اصول اسلامی میاشد.

آقای الکس مالاشینکوف، متخصص امور دینی روسیه (که خود غیر مسلمان است)؛ در روزنامه ی لوموند فرانسه 1/12/2001 ارقام زیر را به دسترس مان قرار داده است:

در عرض/ 15 10 سال آینده ازهر / 15 ملیون روسی یک سوم آن، به دین اسلام در خواهند آمد، این گرایش با محاسبه ی آمار دقیق قابل تأیید است، البته اعتراف آقای پاتریک بوچانان آمریکائی در سال / 2000 نیز مؤید بیانات آقای مالا شینکوف میباشد، مذکور در کتاب خود (( فروپاشی غرب)) مینویسد؛ تا سال /2020 میلادی جمعیت مسلمانان در خاور میانه و قفقاز حالت انفجار بخود خواهد گرفت و از هر سه نفر روسی یک نفر اسلام را انتخاب خواهد کرد.

((سخن آخر))

.......در آوریل سال /1994 بود که معین وزارت فرهنگ روسیه ،آقای کورکوف با شرکت در مراسم افتتاحیه ی نمایشگاه قران کریم به اهمیت و ارزش این کتاب مبنی بر دعوت روسیه به صلح و آشتی اقرار نمود. اسلام حتی وعده ی تبدیل این جهان به بهشت را نیز داده است. این کتاب متشکل از مجموعه ی دستورات و اندرزهای الهی است که سعادت دنیا و آخرت  انسانها را تضمین مینماید. دینا با امتحان  و تجربه نمودن /15 -هزار دین، در هیچیک از آنها آزادی واقعی و امنیت را نیافت و نهایتاً دیر یا زود پی خواهد برد که تنها راه حل ممکن و قابل انتخاب برای تمام مشکلات بشری اسلام است قرآن که تمامی احکام آن از سوی عقل و علم مورد

تصدیق واقع میشود، به تمام احتیاجات انسانها در هر زمان و مکانی و در تمامی ادوار بشری پاسخ کافی و وافی میدهد. چون با تداوم زندگی بشر و با حرکت رو به توسعه ی این مجموعه، قرآن هر روز تازه تر، شاداب تر و جوانتر میشود.....) نقل از کتاب اسلام در دنیا قبل و بعد از رویداد 11 سپتامبر  ص/ 109 تا 111 چاپ 1385 ش.

تهیه و  ترتیب: کتابخانه ی امام ابو حنیفه (رح) جامع امام بخاری (رح) بلند آب عقب جوی انجیل ناحیة 8  هرات.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:24  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

اسلام در آمريكاهشت ميليون مسلمان تحت‏حمايت دارالهجره

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:16  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

اروپا و اسلام

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:7  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

41

بسمه تعالی

پیام نور شماره ۴۱

 

قرآن عظیم الشان، پیامبر بزرگوار اسلام وحدیث گهر بار شان از دیدگاه عدة از منصفان غربی، که برخی از آنان به دین مقدس اسلام مشرف هم شده اند.

 

حضرت الله (ج) میفرماید: (( ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم)) انبیاء / 107

یعنی عموم مردم دنیا، اعم از مؤمن و کافر همه مرهون رحمت تو هستند، چرا که تو نشر دینی را عهده دار هستی که سبب نجات همگان است، حال اگر گروهی از آن استفاده کردند و گروهی نکردند، این مربوط خودشان است.

این درست به آن میماند که شفاخانة مجهزی، برای علاج همه دردها با طبیبان ماهر و انواع دواها تأسیس کنند، و دروازه های آنرا به روی همه مردم بگشایند. حالا اگر بعضی بیماران لجوج، از قبول این نعمت عامه امتناع ورزند. مسلم است که این عمل شان تأثیری در عمومی بودن آن شفاخانه نخواهد داشت. خوب اگر مشتی یاه سرا و نابخرد، اجیر و عمیل و..... را که کینه توزی و عقده، دشمنی و لجاجت سر عقل شان پوشش گذاشته و ایشانرا از اظهار حق و حقیقت گنگ و لال ساخته است،

((چون گفته اند:             خوشتر آن باشد که سر دلبران      گفته آید در حدیث دیگران

و همچنان ترجمة مقولة عربی است: در حق بودن چیزیکه دشمنان شهادت بدهند،  شک و تردیدی باقی نمیماند.))

میبینیم که جمعی منصف و حقیقت جوی، محقق و کنگاش گر (خصوصاً در این عصر پژوهش و تحقیق) هستند که، پرده از روی حقایق بر میدارند تا در روشنائی چهل چراغ معرفت و نور الهی قرار گرفته، خود و دیگران را از ظلمت و ضلالت برهانند که کتابهای:

1- از آهنگ پاپ تا آهنگ ناب. 2- اینک خورشید از غرب طلوع میکند. 3- اسلام در دنیا قبل و بعد از 11 سپتامبر.

4- اسلام آئین برگزید ما و.... ادعای ما را بصورت بسیار خوبی به نمایش میگذارد. و ما برای وضاحت بیشتر مطلب،

شمه ای از اظهارات بعضی دانشمندان منصف غربی را خدمت مردم مؤمن و مسلمان خویش عرضه میداریم.

دانشمند نامدار غربی، برنارد شاو بریطانیوی در کتاب (( اسلام پس از یک قرن )) مینویسد: بی تردید همة دینا اسلام را خواهد پذیرفت. حتی  اگر آشکارا آنرا نپذیرند؛ با نام دیگری به آن گردن خواهند نهاد. و روزی خواهد رسید  که دنیای غرب به اسلام خواهد گروید. قرون متمادی بر غرب سپری شده است در حالیکه در آن کتابهای

[تألیف و] خوانده میشود. که مملو از دروغ و افتراء بر ضد اسلام است. من کتابیرا در بارة[ حضرت ] محمد (ص) تألیف نمودم. اما به علت تعارض آن با ارزشهای انگلیسها توقیف شد. نامبرده میگوید: اسلام دینی است که همه محاسن ادیان دیگر را در آن میابیم، و بالعکس محاسن آنرا در ادیان دیگر نمیابیم.(1)

v       پروفیسور کیت مور، پدر جنین شناسی جهان، در یکی از کتابهای خویش مینویسد: (( قبول اینکه قرآن

کلام الله(ج) است، برایم دشوار نیست، زیرا ویژگیهای جنین که در قرآن آمده است نمیتواند بر اساس شناخت علمی قرن هفتم میلادی باشد. تنها نتیجه گیری معقول این است که این ویژگیها از سوی الله (ج) به حضرت محمد (ص) وحی شده است. (2)

v       دانشمند نامور غربی ویل دورانت، در جلد /11 کتاب (قصة زندگی) مینویسد: اگر عظمت را به معنای تأثیر فراوان درمیان مردم بدانیم، باید بگوئیم که پیامبر اسلام با عظمت ترین فرد تاریخ است، که خواهشات بیجا تعصب و خرافات را از بین برد و مافوق دین یهودیت، مسیحیت و دین کهن سرزمینش، دین آسمانی واضح و قوی بنا نهاد، که توانسته است تا امروز به عنوان نیروی قوی و عظیمی باقیماند.(3)

v       هل، مستشرق بلند آوازة غربی، در کتاب خویش که در مورد حضرت محمد (ص) و اسلام تألیف نموده مینویسد: در تاریخ بشر هیچ دینی را سراغ نداریم، که به این سرعت انتشار یابد و جهان را تغیر دهد. آن گونه که اسلام این کار را کرد. [حضرت محمد (ص) ]، امتی را به وجود آورد، و عبادت الله (ج) را در زمین تثبیت کرد و اصول عدالت و مساوات اجتماعی را تدوین کرد و در میان اقوامی که جز شورش و هرج مرج چیزی نمیدانستند، نظم، همآهنگی، اطاعت و عزت ایجاد کرد. (4)

(( 1=2=3=4؛ نقل از کتاب حضرت محمد (ص) را کمایی کردم و حضرت عیسی (ع) را هم از دست ندادم))

v       شاعر پر توان و مشهور آلمانی گوته میگوید: برای یافتن نمونة والای انسانیت در تاریخ جستجو کردم. پس آنرا در پیامبر عرب زبان، حضرت محمد (ص) دیدم (( نقل از کتاب حضرت محمد (ص) در ادبیات علمی منصافانه؛ ص/20 ))

v       دکتور جرناموس، استاد دانشگاه بوداپست ضمن بیان سبب اسلام آوردن خویش میگوید:.... من پس از تلاوت قرآن کریم و ثقافت مسلمین، با کمال جرئت صدایم را بلند میکنم که در تعالیم اسلامی یک کلمه، یا یک مسئله ای که موجب پس ماندگی مسلمین شود یا از ازدیاد ثروت، علم و معرفت و قوت جلوگیری کند وجود ندارد.

همانا محمد (ص) فرستادة الله (ج) بزرگترین انقلابی و مصلحی است که تاریخ بشریت او را معرفی کرده است و او به وحی الهی تأئید میشد.

ما مؤظفیم که تعالیم اورا فهمیده و بر شئون زندگی خود تطبیق کنیم و معتقد باشیم که آنچه بسوی او وحی شده، اساسی است که هرگز درآن تغییری بوجود نیامده است، اروپا برابری بین مردم را قبل از انقلاب  کبیر فرانسه نفهمیده بود، ولی اسلام قبل از هزار سال از انقلاب مذکور آنرا تطبیق و عملی کرده است. من بجرئت گفته میتوانم که اسلام، حقوق قانونی زن را بیشتر از آنچه دین مسیح (ع) قائل بود، تثبیت کرد و تعدد زوجات را در حدود معقولی مباح گردانید و از تعدد زوجات غیر مشروع که در جامعة اروپائی امروزی متعارف است جلو گیری نمود.

افتخارات نژادی  و تعصبات قبیله یی را لغو، و مردم را داخل فضای وسیع انسانیت نموده برتری افراد را به پرهیزگاری و صلاح و متابعت از قوانین آسمانی مربوط نمود.

نقل از کتاب قرآن یا سند اسلام........ دلیل بیست و ششم (حکومت بر عقول رسیده) ص/ 181 و 182.

(( بررسی احادیث حضرت رسول اکرم (ص) از سوی حزب کمونیست روسیه))

حزب لیبرال کمونیست روسیه، به منظور فراهم نمودن زمینة استفاده ی مسلمانان از مسائل دینی خود، و حفظ همکاری و ارتباط نزدیک بین شهر وندان روسی، با مراجعه به دانشگاه ألأزهر مصر، ترجمه ی هفتاد هزار حدیث شریف ( جالب اینکه تا الحال بزبان فارسی، این مقدار حدیث ترجمه نشده است) را بزبان روسی خواستار شد. که درخواست مذکور بعد از بررسی از طرف کمیسیون تحقیقات زندگی و احادیث پیامبر اسلام (ص)؛ به این شرط اجازه ی ترجمه را حاصل نمود که، ترجمه ی احادیث توسط کارشناسان مسلمان، آگاه به فرهنگ اسلامی و زبان عربی روسی انجام گیرد. و به حزب کمونیست روسیه نیز توصیه شد، در کار ترجمه از کتب حدیث، تألیف فواد عبدالقادر که بر اساس احادیث مسلم و بخاری، تنظیم شده بنام اللؤلؤ والمرجان، استفاده نماید.

احادیث بعد از ترجمه از  زبان عربی به زبان روسی، به کمیسیون زندگی و احادیث دانشگاه ازهر، ارجاع و بعد از تأیید، در جامعة روسی چاپ و منتشر خواهد شد. از سوی دیگر کتب متعددی در خصوص زندگی حضرت محمد (ص) و دین اسلام از طرف مراکز و انیستیتوتهای روسی، در رأس آنها انیستیتوت ممالک آسیایی و آفریقایی، وابسته به دانشگاه مسکو، چاپ و پخش گردیده از میان این کتب، بیشترین رقم مربوط به کتابهای در زمینه ی تفسیر قرآن کریم، حدیث، ظهور اسلام، رسول اکرم (ص) و اصول اسلامی میاشد.

آقای الکس مالاشینکوف، متخصص امور دینی روسیه (که خود غیر مسلمان است)؛ در روزنامه ی لوموند فرانسه 1/12/2001 ارقام زیر را به دسترس مان قرار داده است:

در عرض/ 15 10 سال آینده ازهر / 15 ملیون روسی یک سوم آن، به دین اسلام در خواهند آمد، این گرایش با محاسبه ی آمار دقیق قابل تأیید است، البته اعتراف آقای پاتریک بوچانان آمریکائی در سال / 2000 نیز مؤید بیانات آقای مالا شینکوف میباشد، مذکور در کتاب خود (( فروپاشی غرب)) مینویسد؛ تا سال /2020 میلادی جمعیت مسلمانان در خاور میانه و قفقاز حالت انفجار بخود خواهد گرفت و از هر سه نفر روسی یک نفر اسلام را انتخاب خواهد کرد.

((سخن آخر))

.......در آوریل سال /1994 بود که معین وزارت فرهنگ روسیه ،آقای کورکوف با شرکت در مراسم افتتاحیه ی نمایشگاه قران کریم به اهمیت و ارزش این کتاب مبنی بر دعوت روسیه به صلح و آشتی اقرار نمود. اسلام حتی وعده ی تبدیل این جهان به بهشت را نیز داده است. این کتاب متشکل از مجموعه ی دستورات و اندرزهای الهی است که سعادت دنیا و آخرت  انسانها را تضمین مینماید. دینا با امتحان  و تجربه نمودن /15 -هزار دین، در هیچیک از آنها آزادی واقعی و امنیت را نیافت و نهایتاً دیر یا زود پی خواهد برد که تنها راه حل ممکن و قابل انتخاب برای تمام مشکلات بشری اسلام است قرآن که تمامی احکام آن از سوی عقل و علم مورد

تصدیق واقع میشود، به تمام احتیاجات انسانها در هر زمان و مکانی و در تمامی ادوار بشری پاسخ کافی و وافی میدهد. چون با تداوم زندگی بشر و با حرکت رو به توسعه ی این مجموعه، قرآن هر روز تازه تر، شاداب تر و جوانتر میشود.....) نقل از کتاب اسلام در دنیا قبل و بعد از رویداد 11 سپتامبر  ص/ 109 تا 111 چاپ 1385 ش.

تهیه و  ترتیب: کتابخانه ی امام ابو حنیفه (رح) جامع امام بخاری (رح) بلند آب عقب جوی انجیل ناحیة 8  هرات.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 17:57  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

معنای واقعی قیامت در اسلام

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 17:57  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

رنگ سبز سمبول اســـــلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:18  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

آبررسی مساله ی خاتمیت از رویکرد جامعه شناختی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:6  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

تعداد بهائيان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:0  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

افتتاح نخستین کلیسای کاتولیک قطر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:33  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

انديشه و عشق راهى به سوى بهره مندى از قرآن و دعا


    
   

انديشه و عشق راهى به سوى بهره مندى از قرآن و دعا



روح انسان پرتوى از جلوه نورانى خداست. از اين رو، ميل روح به منشأ و كانون هستى، گرايشى طبيعى و فطرى است. انسان به هنگام دعا و نيايش، به درك و پذيرش موقعيت الهى خويش در هستى و خواهش و كشش روح به اتصال و ارتباط با خداى هستى مى رسد. دعا حالت بيدارى و هوشيارى كامل و بينايى تام نسبت به خداست، به گونه اى كه فرد بدون هيچ شك و ترديدى عاشقانه به سوى محبوب رو مى آورد و بر خلاف مواقع ديگر، از محسوسات، شنيدنى ها و ديدنى هاى ديگر غافل است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:32  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

انديشه و عشق راهى به سوى بهره مندى از قرآن و دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:30  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

اولين مجله معرفي دين اسلام جهت نماياندن چهره حقيقي دين اسلام به مردم برزيل، در اين کشور منتشر شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

اهانت شیعیان به علی (ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:27  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

بدعت هايي كه در عاشورا صورت مي گيرد و بايد از آن دوري جست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:25  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:16  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

عدالت در قرآن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:15  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:8  توسط عبدالرحمن ايوبي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:3  توسط عبدالرحمن ايوبي  |